
سحر ۱۱ ساله است. تا چند ماه پیش، صبحها به جای مدرسه با مادرش به سمت آبگیر میرفت. امروز با نصب سامانه جمعآوری آب باران، وقتش را صرف درس خواندن میکند.
روستای پاییندست چابهار، جایی که باران سالانه کم است اما وقتی میبارد، آب زیادی هدر میرود. خانواده سحر سالها صبحها را با حمل سطل به آبگیر مشترک میگذراندند—گاهی تا چهار کیلومتر رفتوبرگشت.
«قبلاً اگر دیر میرفتیم، آب تمام میشد و باید فردا صبر میکردیم،» مادر سحر میگوید. «دخترم دو روز در هفته از مدرسه غیبت میکرد.»
با اجرای پروژه جمعآوری آب باران در هشت روستای حوزه، مخزن ۱۰۰ مترمکعبی و شبکه توزیع نصب شد. خانه سحر حالا شیر آب سالم دارد.
«حالا قبل از مدرسه فقط مسواک میزنم و میروم. میخواهم دکتر شوم.» — سحر، ۱۱ ساله
معلمان مدرسه محلی میگویند حضور دختران در کلاس از ۶۸٪ به ۹۱٪ رسیده است. این داستان، نمونهای کوچک از آن چیزی است که مجمع خیرین آب کشور آن را «آب پاک، شروع همه چیز» مینامد.